دلم خیلی تنگه، نه براي خانوادم، نه براي محلم و نه براي رفيقام. بلكه براي خدام. حالا خانوادم رو تا۴، ۵ روز پيش ميديدم، رفيقام يا حتي محلم رو. ولي خدام رو ... . خدام رو چند سالي ميشه كه نديدم. خيلي سخته ها. از يكي چند سال حرف بزني، ولي حتي يه بار هم نبينيش . حالا نبينيش هيچي. هر لحظه هم ازش دورتر شي. آخه اونم حق داره . منم يكي بام اينكارا رو ميكرد ، محلش هم نميذاشتم. ولي اون... . اون به جاي اينكه بام قهر كنه، هي دست دوستيش رو دراز ميكنه و هر بار يه هديه ي جديد. ولي من ... . من خاك تو سر فقط هديه هاش رو گرفتم و بعد ولش كردم. 

‹‹ خدا›› آخر عاقبت ما رو با خودش بخير كنه.

يا علي