محرم الحرام
باز ماه شورش عظیم خلق آمده است
وقت عزای عزیز رب فلق آمده است
باز وقت یادآوری نامه های کوفیان
هنگام مرور خلف وعده آن خاطیان
یاد آن هجده هزار نفر که ترسیدند
آنان که سر حسین را روی نی دیدند
یاد کوفه که دگر آماده جنگ شده
کوچه و خیابان دگر کم سنگ شده
سر و صدا فقط از بازار آهنگران است و بس
اینجا حرف ، حرف گوشواره کودکان است وبس
یاد کربلا و خیمه ها و لحظه های پر احساس
یاد مهربانی و ادب ، جانفدایی عباس
یاد رقیه که مدام پرسد آن نیزه داران کیستند ؟
مگر اینان از برای دوستی با ما نیستند ؟
یاد گل های زیبای زینب که پرپر شدند
یاد آن نوجوانان رعنا که بی سر شدند
یاد عبدا... ابن الحسن آن یتیم دلیر
که نه از آب ، که از عشق گشته سیر
یاد جایگاه عشق قاسم که همیشه در قلب هاست
هدیه دامادی او نعل های تازه ی اسب هاست
یاد رباب که گهواره خالی تکان می داد
پسر قد برافراشته اش را به همه نشان می داد
یاد غم اکبر که قد حسین را خم کرده است
همان داغی که قلب لیلا را ز غم کرده است
یاد عباس که کنار علقمه دو دست رعنایش قلم شد
آن علمداری که بی دست و بی چشم و بی علم شد
یاد بلند مرتبه شاهی که ز صدر زین افتاد
و آنگاه همه گفتند که عرش بر زمین افتاد
حسين بيشتر از آب تشنه لبيک بود اما افسوس که به جاي افکارش زخمهاي تنش را نشانمان دادند و بزرگترين درد او را بي آبي معرفي کردند.(دکتر شریعتی)
التماس دعا